زندگی من غرق روزمرگی کارمه و اتفاق هاش
واینکه چ خسته کننده هست تو یک بخش با کار زیاد و عدم یک تشکر خشک و خالی
و بودن با یه سری ادم سطحی نگر
واقعن همینه ...
و من نمیدونم تحمل سالیان سال چگونه خواهد شد
اما روزی که بخوام برم خیلی حرفها رو باید بزنم
یکیش اون حرفی که رفتن گفتن به آقای ایکس
و مسیول محترم بخش که ادعای خدا و پیغمبری و حلال و حرومیش میشه فک میکنه من گفتم
بهتره بعدها بفهمه من برای اون اقای ایکس به زور جواب سلامش رو میدم چ برسه بشینم فضولی کنم :)
بخوام حرف بزنم اونقدر پشت هم تو اون بخش میگن
منم اونا رو میگم . نه حرفهای مسخره
ذاتا با کسی ک مثل خودم فک نکنه کاری ندارم
برچسب:
نویسنده: پارسا رستگار