خرید بک لینک

درباره سایت

233

امکانات وب

من آن کسی هستم که اتفاقی برایش می افتد

داخل شوید من خودم را به دار آویخته ام

931

بعد از نه سال و سه ماه پرستار بودن باید بگم که یک دختر باید معلم بشه یا بابای پولدار داشته باشه و سرکار نره

یا اصلا کارش با مردم نباشه

کی مردم ما اینقدر کم اعصاب و داغون شدن که اخلاق نداشته باشن ؟

برچسب: نویسنده: پارسا رستگار تاريخ: يکشنبه 21 تير 1405 ساعت: 4:42

اگر بازی را باخته باشم
می خواهم که خوب تمام کنم

أَعُوذُ بالله مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ

برچسب: نویسنده: پارسا رستگار تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 18:21

اینترنتها قطعه و دسترسی به سایتای داخلیهخیلی وقته اینجا نبودم :)اول بگم مثل همیشه همو دعا کنیمو دوم برای مریضا خدا بزرگ بی همتاست کاری نداره براش ببخشه بی چشمداشتالهی نصیبت کنه هر چی ارزوی دلته آمین بیمارستان شلوغه و من همچنان اورژانس در حال خدمت رسانی ۶ سال و ۵ ماه شد پرستارمتمام این مدت یکبار به ذهنم خطور کرد برم از ایران ولی همیشه دوست داشتم پول سفر خارج داشتمو کافی بود برامامروز فکر کردم رفتن میتونه خوب باشه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا رستگار تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 18:21

اگر بازی را باخته باشم
می خواهم که خوب تمام کنم

أَعُوذُ بالله مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم
وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ

برچسب: نویسنده: پارسا رستگار تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 6:57

یکی از دوستاممامانش سرطان داره من خودم میدونم تهش چیزی نیست تهش حداقل تو ایرانمون چیزی نیست . ولی چیزی هست به نام کیفیت زندگی من وقتایی ک مریضای سرطانی میدیدم این درک رو نداشتم بیشتر کارای تسکین درد کنیم کارایی ک حالشون خوب شه مخصوصا ک بیمارستان ما سانتر انکولوژی نداره.اما الان ک دوستمو میبینم و مادرش درگیره میفهمم ک چ زندگی روحی روانی سختی دور و بری ها متحمل میشن خودش ک بماند ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا رستگار تاريخ: دوشنبه 6 تير 1401 ساعت: 6:57

دیروزعصر یک مریض داشتیم که تصادف کرده بود حین تحویل شیفت سیژر کرد و خلاصه کاری ندارم چی شد ولی مریض کیس اعزام بود و اعزام شد این تکنسین آمبولانس رو من قبلا دیده بودم خیلی جذابیتی نداشت برام انقدم خستهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا رستگار تاريخ: شنبه 13 آذر 1400 ساعت: 20:35

گویا تو شبکه های مجازی پخش شده بوده که خانم معلمی به جای آنلاین میگه آیلاند

داشتم برای خواهرم این وویس رو پخش میکردم

گفت خب مشخصه به خاطر لهجه هست

چون ترکها غلیظ میگن دیگه

و اصلا به تفسیرهایی که من خوندم براش توجه نکرد ( اینکه گفتن سن معلم زیاد بوده ، یا از تکنولوژی دور بوده و ... )

گفت لهجه است انقد ساده نباش .

من به خودم و خانواده ام بابت روشن فکریمون و خوش بینیمون و درست دیدنمون افتخار میکنم

درسته پول نداریم

ولی شعور و ادب و فرهنگ داریم برام بسی ارزشمنده

برچسب: نویسنده: پارسا رستگار تاريخ: دوشنبه 11 فروردين 1399 ساعت: 8:21

خیلی دلم برات تنگ شده

و اونقدر خسته ام که یارای هیچ چیزیو ندارم

دلم در تلخ ترین حالت ممکن دنبال راهی برای تسکین روزهامه

نه تو هستی

نه بویی از اومدنت

و نه گره گشایی از این جابجاییم .

نه چیزی

دنیای مثبتی برای من نیست و نیست

دلم برات تنگ شده

ذهنم یک کل منسجم نداره

و این غمگینم میکنه

از ته دل آرزوت میکنم.

برچسب: نویسنده: پارسا رستگار تاريخ: دوشنبه 11 فروردين 1399 ساعت: 8:21

دختر بیست ساله به دنبال درد شکم مراجعه کرد . سونوگرافی شد . مشاوره جراحی شد . بستری جراحی زنان.

تا اینجا مریض اورژانس بود عصر دیروز

الان بیدار شدم

دیدم بچه ها تو گروه نوشتن

دختر بیست ساله که به دنبال درد شکم اومده بود عصر . جراحی بدحال میشه سی تی میکنند و درگیری ریه و شک به کرونا

و بعد از یک ساعت و نیم سی پی آر اکسپایر میشه .

عید چه رنگی بود یکی به من بگه

برچسب: نویسنده: پارسا رستگار تاريخ: دوشنبه 11 فروردين 1399 ساعت: 8:21

امشب و چهار شب دیگه

حدیث کسایی که نذر کردم تموم شد و میشه .

یکی برای بودنش

و یکی برای جابجاییم از بهداشت به درمان .

برچسب: نویسنده: پارسا رستگار تاريخ: دوشنبه 11 فروردين 1399 ساعت: 8:21

طرف با دو کیلو ریش اومده روی دهنش یک ماسک گذاشته اندازه کف دست .

چندش :|

برچسب: نویسنده: پارسا رستگار تاريخ: دوشنبه 11 فروردين 1399 ساعت: 8:21

آقای ۴۵ ساله به دنبال ارست قلبی تنفسی با ۱۱۵ .

یک ساعت سی پی آر کردیم

جوون بود

خانمش میگفت از ظهر درد داشته گفتم بریم بیمارستان

گفته اگ بریم کرونا میگیرم .

انالله انا الیه الراجعون .

برچسب: نویسنده: پارسا رستگار تاريخ: دوشنبه 11 فروردين 1399 ساعت: 8:21

گفتن بیمارستان نیاید

نگفتن که وقتی دیدید بیمارید نیاید .

خدایا ما چرا یاد نمیگیریم افراط و تفریط نکنیم .

همه میدونند درد قفسه سینه شوخی نیست .

برچسب: نویسنده: پارسا رستگار تاريخ: دوشنبه 11 فروردين 1399 ساعت: 8:21

دیدمش مریض اورده بود سقوط .

بهش محل ندادم حتی نگاش نکردم

تریاژ بودم

داشتم با اون یکی همکارش حرف میزدم و بعدش رفتم سمت استیشن

لومدم برم گفتم مریضو ببرید سمت جراحی . سرمو بلند کردم رد شم دیدم روبرو وایساده لبخند زده

گفتم چیزی شد

گفت نه چشم میبریم

گفتم میگم خدایا چیزی نگفتم .

لبخند زنان مریض رو بردن

دلم ریخت .

ولی یک سری چیزا رو من تنهایی هم بخوام نمیشه

تو هم قراره بخوای ولی نمیدونم کی .

برچسب: نویسنده: پارسا رستگار تاريخ: دوشنبه 28 بهمن 1398 ساعت: 3:26

همراه مریض میگه که حیف پسر ندارم که تو رو درست کنم براش :)

میگم چرا

میگه چون که خیلی مهربونی :)

برچسب: نویسنده: پارسا رستگار تاريخ: دوشنبه 28 بهمن 1398 ساعت: 3:26

صفحه بندی